تاديو آلدروتي‌

پزشك ايتاليايي‌، از بنيانگذاران مدرسه‌ٴ پزشكي بولونيا.
در حدود 1223، در بولونيا زاده شد؛ در عين تنگدستي بزرگ شد و تا مدت‌ها، نتوانست به‌ تحصيل پردازد. در حدود 1245، و سال‌هاي بعد، در بولونيا به مطالعه‌ٴ پزشكي و فلسفه‌ پرداخت‌؛ در 1260، در بولونيا تدريس و نه سال بعد نوشتن را آغاز كرد؛ در 1303، درگذشت‌.
تحت تأثير مدرسه‌ٴ حقوق بولونيا، و در زمان رونق كامل آن‌، او به تعليم پزشكي به سبك‌ اصحاب مدرسه پرداخت‌، و به كمال منطقي موضوعات توجه زيادي مبذول داشت‌. اندكي بعد، پيتروي آبانويي (وفات‌: حدود 1317)، در اين زمينه از او خيلي فراتر رفت‌. علي‌ٰرغم اين‌ تمايلات جدلي‌، او پزشكي اهل عمل و بسيار موفق بود.
اوبه كالبدشكافي جانوران و احتمالاً كالبدگشايي انسان پرداخت‌. البته در آثار او نشانه‌هاي‌ كمي از بررسي كالبد مردگان ديده مي‌شود، و بايد با اطمينان فرض كنيم كه هرچند چنين‌ آزمايش‌هايي پيش از سده‌ٴ چهاردهم‌، بسيار نادر بود؛ در زمان او، بنابر مقتضيات انجام مي‌گرفت‌. با اين همه‌، معلومات كالبدشناسي او بيشتر از آثار پزشكان يوناني و مسلمانان اقتباس شده‌ است‌.
او برخي مشاهدات باليني انجام داد. مهم‌ترين آنها را در كتابش به نام دستور پزشكي گرد آورده‌ و نوع جديدي از آثار طبي فوق‌العاده مهم براي پيش‌رفت پزشكي را بنيان نهاده (يا به عبارت‌ دقيق‌تر تجديد كرده است‌).
شرح‌هاي مبسوطي بر آثار بقراط، جالينوس و حنين‌بن اسحاق‌، و رساله‌اي در باب بهداشت‌ نوشت و آن را به ايتاليايي ترجمه كرد. او با قانون و ساير آثار ابن سينا كاملاً آشنايي داشت‌، و در كتاب‌خانه‌اش نه‌فقط آثار سابق‌الذكر، بلكه منصوري رازي‌، اعمال طب يحيي‌بن سرافيون و غيره‌ هم وجود داشت‌.
او اتيكاي ارسطو را از لاتيني به ايتاليايي ترجمه كرد. دانته در كتاب مهماني (1، 10) از همين‌ ترجمه انتقاد كرده‌، هرچند عبارت ((اين همان تاديوي رند است‌)) درخور تفسير است‌.
تاديو از ترجمه‌هاي قسطنطين افريقي انتقاد و از ترجمه‌هاي بورگونديوي پيزايي تعريف‌ مي‌كند. او لزوم ترجمه‌ٴ مستقيم آثار طبي كلاسيك يوناني را به لاتيني دريافت و فراهم ساختن‌ آنها را تشويق كرد.
تأثير او واقعاً چشمگير بود، و به خاطر شاگردان نامدارش بارتولوميو دا وارينيانا، هانري‌ دوموندويل‌، و موندينو دو لوتزي باز هم فزوني گرفت‌. شايد با به خاطر آوردن بي‌نوايي‌هاي‌ دوران كودكي خويش از بيمارانش دست‌مزدهاي گزافي مي‌گرفت‌، به ويژه از هونوريوس چهارم‌ (پاپ از 1284 تا 1287).